afَghan poetry.com افغان پویتری دات کام

afghan poetry page --Farsi ایجاب وزن در شعر

اگر کامپیوتر تان حروف فارسی را بدرستی نشان نمی دهد از کانترول پانل اول فایل های راست به چپ را نصب کنید و سپس فارسی را درچمله زبانهای آماده برای استفاده شامل بسازید. رهنمایی مکمل تر در صفحه اصلی موجود است.

 

توضیحات و انتقاداتی در مورد مراعات وزن در شعر فارسی

برای معنی بعضی لغات بآخر صفحه بروید

واضح است که فورمول های وزن عروض بسیار پیچیده و قدری خشک است مخصوصا چون ما در فارسی

اشتقاق ها و قواعد دیگر عربی از قبیل ضمتین یا دو ضمه را نداریم. ولی چون اصول وزن در کیفیت شعر کلاسیک و

همچنان شعر امروز فارسی بی اندا زه مهم است، نمیتوان ازان چشم پوشی کنیم. پس من پیشنهاد می کنم که یک

روش ساده تری بکار ببریم که مخصوصا برای شعر خوانان و شعر نویسان تازه کار بآسانی قابل فهم باشد

آنچه درینجا می خوانید گرچه سیستم کاملی نیست، اساسات وزن شعر فارسی را بزبان عام فهم و بدون اتکا به زبان

عربی توضیح می کند

ائلتر از همه این جدول را مطالعه کنید که تفاوت سیلاب های خفیف و ثقیل را نشان می دهد

منظور از ثقیل و خفیف البته دراز و کوتاه است. اگر موضوع را قدری ساده کنیم سیلاب دراز یعنی دو حرف مثل شب، سر، تا، کی، پس

سیلاب کوتاه یعنی یک حرف و یک حرکت یا بعباره دیگر یک حرف کانسوننت و یک واویل کوتاه مثل که، چه، ز، یا حرف اول

کلمات زیر -- چمن (چه من)، کنار (ک نار) و امثال آن

 

برای مثالهای بیشتر بیایید رنگ ها را با یکدیگر از نظر وزن مقایسه کنیم

 

تبصره و یادداشت

چگونگی و ترتیب سیلاب ها

خصوصیت های عروضی

 
حرف اخر یعنی خ، ز، و دال که ساکن است کوتاه حساب می شود

دراز کوتاه ^--

سرخ، سبز، زرد

 
آبی بخاطر الف همیشه صد فیصد معادل خاکی، ما شی و ابلق نیست

دراز دراز -- --

نیلی، خاکی، آبی، ماشی، ابلق

 
حرف هه تلفظ می شود

کوتاه دراز --^

سیه

 

کوتاه کوتاه دراز --^^

شکری، جگری

 

دراز کوتاه دراز --^--

زیره ای، سرمه ای، آتشی، قهوه ای، سوسنی

 
این ترکیب سه سییلاب پیهم دراز کمیاب است

دراز دراز دراز -- -- --

لیمویی، نصواری، قیماقی، نارنجی، فولادی

 

کوتاه دراز دراز -- --^

گلابی

 
حرف هه سیلاب جداگانه است

کوتاه دراز کوتاه ^--^

سفید، سیاه، بنفش، کبود

 

 

دراز کوتاه دراز دراز -- --^--

ارغوانی، آسمانی، شیر چایی

 

معادل است با سرخ سیه

دراز کوتاه کوتاه دراز --^^--

یاسمنی

 

معادل است با سیه خاکی

دراز دراز کوتاه دراز --^-- --

فیروزه ای، خاکستری

 

رنگ یک سیلابی نداریم پس سیلاب اول "زرد" را انتخاب کردیم

دراز --

زر

 

 

   

حالا برویم سراغ بعضی اوزان یا بحر های آشنای فارسی که تا چه حد می توان آنرا با رنگ های

این جدول میزان کرد

 

فراموش نکنیم که کسرهء اضافت (کتاب من) و کسره ء صفت (کتاب ارزان ) هم کوتاه خوانده شده می تواند هم دراز

مثلا به کلمه "شب" در دو بیت ذیل توجه کنید که هر دو بار یک قسم خوانده می شود --شبی

شبی زار بگریست ابر بهار -- که این زندگی گریه پیهم است

شب زفاف کم از روز پادشاهی نیست -- بشرط آنکه پسر را پدر کند داماد

پس یای وحدت در بیت اول و کسره اضافت در بیت دوم هردو بطور "یی" خوانده می شود

همچنان در بیت زیر ببینید که حرف واو به دو نوع خوانده می شود. در مصرع اول دراز و در مصرع دوم

کوتاه. بعباره دیگر در مصرع دوم واو تحول می کند به یک ضمه یا پیش

سیب و به و انار به ترتیب لف و نشر -- دل را و معده را و جگر را مقوی اند

saybo beho anaar ba tarteeb e lafo nashr-- del raa wu me'da raa wu jegar raa muqawwi and

و اینک چند وزن مانوس فارسی و معادل وزنی آن بحساب رنگ ها

 

ارغوانی ارغوانی سرمه ای

بوی جوی مولیان آید همی

گلابی گلابی گلابی سیه

بنام خداوند جان و خرد

سیه خاکی سیه خاکی سیه خاکی سیه خاکی

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم

جگری سیه جگری سیه جگری سیه جگری سیه

من و انتظار غفوریت که به نامه ام چه رقم زنی

خاکی شکری یاسیمنی یاسمنی سرخ

این قافله ی عمر عجب می گذرد

سیه سپید گلابی سیه سپید سیه

معاشران گره از زلف یار باز کنید

خاکی سیه گلابی خاکی سیه گلابی

با دوستان مرووت با دشمنان مدارا

خاکی جگری سرخ سیه سرخ سیه سرخ

تا زلف پریشان تو در دست سبا بود

سرخ سیه سرخ سیه سرمه ای

ماه شب تار کجا می روی

سیه خاکی سیه خاکی سیه خاک

کمر بند مرا محکم گرفته

سفید خاکی سفید خاکی سفید خاکی سفید خاکی

جهان جنون بهار غفلت ز نرگس سرمه ساش دارد

خاکی سیه خاکی سیه خاکی سیه خاکی سیه

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود

خاکی سیه سفید گلابی سیه سفید

فردوس هم نشیینی یاران همدم است

جگری خاکی خاکی جگری

سمنک در جوش ما چمچه زنیم

سرمه ای سیه خاکی سرمه ای سیه خاکی

می پرست ایجادم نشه ازل دارم

 

این لست بشدت نا مکمل است ولی اگر منظور عطف توجه به نزاکت ها و ریزه کاری های وزن باشد،

امید وارم تاکیدی بهم رسانیده باشیم

برای مقایسه و ارزیابی وزن بعضی نکات را باید مد نظر بگیریم. اولا موقف نون کمی متفاوت است--

اولا موقف نون دوگانگی دارد یعنی نقش خاصی را بازی می کند، باین ترتیب

"زبان "، "جوان" و "ستون" همانقدر وزن دارند که "چمن"، "ختن" و "گهر" دارد. بعباره دیگر الف

قبل از نون در وزن حساب نمی شود مکر اینکه نون خودش با کدام حرف دیگر وصل شود مثلا جوانی

معادل گلابی است در حالیکه "جوان" معادل "گلاب" نیست بلکه معادل "سیه" می باشد. ثانیا

حرف الف و گاهگاه حرف ه دو چشمه با حرف ماقبل خود وصل می شود مثلا عبارت "شراب آرید" معمولا شرا بارید

خوانده می شود. مگر اینکه شاعر بخواهد الف را مستقل بکار ببرد. به بیت بیدل توجه کنید که هر دو حالت را تمثیل میکند

 

خاکستری ز آتش من گل نکرده است -- دل غافل است از نمک سوختن هنوز

khaakestaray ze aatashe man gul na karda ast -- del ghaafelast az namakay sokhtan hanoz

آ در "آتش" علحده می ماند و الف در "است" هم همچنین ولی "است" دوم با لام "غافل" وصل می شود.

بعباره دیگر "سرخ آبی" را میتوان "سرخابی" خواند و از همین خاطر من از رنگ زیبای آبی کار نگرفتم.

از همین جاست که شعرا در تلفظ کلمات از آزادی هایی برخوردار اند--

افتاد، اوفتاد، فتاد، بیفتاد -- زر زرد، زرسپید ، سپید، سیه سرخ

می ، همی

ز ، از

اگر ، گر، ار

و یا این کلمات مختلف با معنی مشابه

سرخ

یار

سپید

نگار

خاکی

دلبر

زر زرد

دلدار

 

 

یک کلمه جالب که متاسفانه هنرمندان ما گاهی آنرا شلاق کاری میکنند "خاموش" است که به چار گونه مختلف خوانده شده می تواند

زر زرد

خاموش به وزن آغوش

خاکی

خامش به وزن کابل

سیه

خمش -- به وزن چکش

سپید

خموش -- بوزن سبوس

یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن -- وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی -- از مولانا

 

شنیده باشید که خوانندگان ما مطلع غزل بیدل را بیباکانه بدار می آویزند و بجای خامش میگویند خاموش

خاموش نفسم شوخی آهنگ من این است -- سر جوش بهار ادبم رنگ من این است

و این هم چند مثال دیگر از بی اعتنایی به وزن یا بد تر ازان "اصلاح" کردن شعر

یک قطره آب نوشیدم و دریا گریستم -- عوض خوردم گفت نوشیدم که فارسی را با انگلیسی همنوا سازد

اگر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش -- بجای اینکه بگوید خواهی نشوی رسوا ب

بشرط آنکه معشوقه با وفا باشد -- عوض دعا کنید که معشوقه با وفا باشد

با خدا دادگان ستیزه مکن -- که خدا دادگان را خدا داده بجای-- که خدا داده را خدا داده

نامه ء ما می برد و بر حال دل ما خون می گریست -- درستش را نمی دانم ولی حدس می زنم چنین باشد--

نامه ام می برد و بر حال دلم خون می گریست

یک کلمه مهم که معمولا قربانی بی اعتنایی به وزن می شود "افغانستان" است. در حالت نورمال این کلمه چار سیلاب

دراز را پیهم دارد که در شعر نایاب است. لهذا باید آنرا گاهی افغان ستان بخوانیم بعباره دیگر عوض خاکی خاکی

باید بگوییم خاکی سیه

خلاصه اینکه همانقدر که آهنگ بی تال را تحمل کرده نمی توانیم شعر بی وزن را هم نباید

مورد عفو و بزرگواری خود قرار بدهیم چه شعر از خود ما باشد چه از دیگران

 

معنی بعضی لغات
 
syllable
یک واحد ریتم که بآسانی جدا شده بتواند مثلا " دی وا نه" سه سیلاب است و "دی وا نه گی" جار سیلاب"
سیلاب یا هجا
 
meter, for example iambic pentameter
: Rubaí has 13 syllables but du baiti only 11.Qataghani has 7 syllables.
ساختار وزنی یک شعر که تعداد و ترتیب سیلاب ها دران ثابت می ماند مثلا رباعی یک بحر است و دوبیتی بحر دیگر و یک بحر بسیار معمول در شعر فارسی این است: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات که من آنرا ارغوانی ارغوانی ارغوانی سرمه ای ساخبته ام
بحر
 
vowels
حروفی مثل الف و همزه. واویل های فارسی آ، ای، او، او، زیر، زبر، و پیش اند.
واویل
 
consonant
حروف غیر واویل مثل کاف، شین، خی و غیره
کانسوننت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.