درین صفحه اشعاری که بنطر من با موسیقی هماهنگی دارند گنجانیده می شود. بعضاً شعر را صرف بخاطری اضافه می کنم که فکر میکنم تنها از شنیدن ممکن است بآسانی فهمیده نشود. لطفا شعر خوب برای کمپوز بخاطر نشر بفرستید زیرا با وجودیکه موسیقی ما شگوفانی عجیبی دارد در مورد انتخاب شعر خوانندگان ما بی اعتنایی بخرچ می دهند.
سوسنی پوش بیا
خواب و خاموش بیا
امشب از هوش برو
مست و مدهوش برو
xxx
سوسن امشب غم تنها دارد
دل به دریا رو به صحرا دارد
مردم شهر برو طعنه زنند
سوسن از طعنه چه پروا دارد
xxx
سوسنی پوش بیا
خواب و خاموش بیا
امشب از هوش برو
مست و مدهوش برو
xxx
سوسن امشب دل پر خون دارد
هوس رفتن بیرون دارد
دو سه پیمانه دلش می خواهد
چه کند یار جگر خون دارد
xxx
سوسنی پوش بیا
خواب و خاموش بیا
امشب از هوش برو
مست و مدهوش برو
ای سرو فرو رفته ز تمکین خرامت
وی بید سر افگنده ز توفان قیامت
ای نیل خروشیده ز باران نگاهت
وی دجله حسد برده به لبریزی جامت
مهتاب خجل گشت و عقب رفت و دل انداخت
تا دید ترا یک نظر از گوشهء بامت
آزادم و زنجیر تو پیچیده به پا یم
شاهینم و خوشنود که افتاده بدامت
گفتی که صدایت نکنم پیش حریفان
مارا به حریفان چه غرض گل به کلامت
آمد در و دیوار مرا نقش زمین کرد
آن قافلهء چشم که آورد سلامت
هر چند تو خود میکدهء خانه بدوشی
من بر زده ام خیمهء خیاّم به نامت
سبزینهء کهسار که سر مست فراری
هشدار که در دست دل افتاده لجامت