شعر خوب دری و پشتو

 

Jonaid and Liam

شعر خوب

من شعر می نویسم ولی این ویب سایت برای خودم نیست. اگر احیاناً کدام شعری از خودم ااینجا لگذرارم بخاطری خواهد بود که فکر میکنم به زحمت خواندن می ارزد. مشکل این است که ما ویب سایت هایی که دران شعر خوب را برای خوبی اش نشر کنند کم داریم یا من ازانها خبر ندارم و گوگل هم ازان بیخبر است. من شعر جستجو می کنم و سیاست می براید. من شعر می خواهم و قوم پرستی بخوردم می رسد.

یک وقتی که جوان و خونگرم بودم بر شاگردان فاکولته طب خنده می کردیم که می گفتتند ما در حزب چپن سفید استیم. حالا خود باین فکر افتاده ام که یک حزب قلم نیی تشکیل بدهیم و هر کدام ما در یک دست حافظ و در دست دیگر خوشحال بگردانیم.

حزبی بسازیم که شعر خوب را در هر کجایی که باشد پیدا کند و بشناساند قطع نظر از ینکه شاعرش در کدام نانوایی نان می خرید و در قلمرو کدام پادشاه قضای حاجت می کرد.

خوب فعلاً از حزب ساختن منصرف شویم و ببینیم چه کاری را می توان به تنهایی از طریق این سایت انجام داد. بنظر من دو کار: یکی یک عده اشعار را به انتخاب خود از کلاسیک ها و معاصرین تقدیم خوانندگان کنم و دیگر اینکه یک عده از ین اشعار را نقد و شرح هم کنم. مشکل نقد این است که نقد کننده باید معلومات کافی داشته باشد و من ندارم. ولی آنچه دارم یک مقدار جرأت است ، جرأتی که شعر را بیت به بیت و حتی کلمه بکلمه معنی کنم که طبعاً امکان اشتباه درین کار زیاد است. اما هراس از اشتباه نباید مانع کوشش ما باشد.

منکر نمی شوم که من خود هم دوست دارم شعر بینویسم و شاید یکی دو تا شعر خود را هم که به کیفیت آنها اعتماد داشته باشم درینجا بگذارم ولی کوشش می کنم اشعار خودم در اقلیت باشند.

مشکل من این است که من بدلایل مختلف نتوانسته ام که با همه شاعران خوب معاصر دری آشنا باشم. لهذا اگر دوستان و شعرشناسان لطف کنند و شعر های خوب بفرستند خدمت به ادبیات افغانستان آسانتر خواهد شد. .

 

غزل شیرینی از حافظ

بخت ازدهان دوست نشانم نمی دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد

از بهر بوسه ای ز لبش جان همی دهم
اینم همی ستاند و آنم نمی دهد

مردم درین فراق و دران پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد

زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین
کانجا مجال باد وزانم نمی دهد

چندانکه بر کنار چو پرکار می شدم
دوران چو نقطه ره بمیانم نمی دهد

شکّر به صبر دست دهد عاقبت ولی
بد عهدی زمانه زمانم نمی دهدد

گفتم روم بخواب و ببینم جمال دوست
حافظ ز آه و ناله امانم نمی دهد

از سعدی

کاروان شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یار سفر کرده ما باز آید

گو تو باز آی که گر خون منت در خوردست
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید

نام و ننگ و دل و دین گو برود این مقدار
چیست تا در نظر عاشق جانباز آید

من خود این سنگ به جان می طلبیدم همه غمر
کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید

اگر این داغ جگر سوز که بر جان من است
بر دل کوه نهی سنگ به آواز آید

من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین ناز آید

هر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاس
آنکه محبوب من است از همه ممتاز آید

گر تو باز آیی و بر ناظر سعدی بروی
هیچ غم نیست که منظور به اعزاز آید

از بیدل

هرکه آمد سیر یاسی زین گلستان کرد و رفت
گر همه گل بود خون خود بدامان کرد و رفت

غنچه گشتن حاصل جمعیت این باغ بود
نالۀ بلبل عبث تخمی پریشان کرد و رفت

صبح تا آگاه شد از رسم این ماتم سرا
خندۀ شادی همان وقف گریبان کرد و رفت

محملی بر شعله اشکی توشه آهی راهبر
شمع در شبگیر فرصت طرفه سامان کرد و رفت

در هوای زلف مشکین تو هر جا دم زدم
دود آهم عالمی را سنبلستان کرد و رفت

حرص زندانگاه یک عالم امیدم کرده بود
عبرت کم فرصتی ها سخت احسان کرد و رفت

دوش سیلاب خیالت می گذشت از خاطرم
خانۀ دل بر سر ره بود ویران کرد و رفت

داشت از وحشتگۀ امکان نگاه عبرتم
آنقدر فرصت که طوف چشم حیران کرد و رفت

اخگری بودم نهان در پردۀ خاکستری
خود نمایی زین لباسم نیز عریان کرد و رفت

فرصتی کو تا کسی فیضی برد زین انجمن
کاغذ آتش زده باری چراغان کرد و رفت

وهم می بالد که داد آرزو ها دادن است
یأس می نالد که انیجا هیچ ننتوان کرد و رفت

این زمان بیدل سراغ دل چه می جویی ز ما
قطره خونی بود چندین بار طوفان کرد و رفت

از مولوی

با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
با چشم تو ز باده و خمّار فارغیم

خانه گرو نهاده و در کوی تو مقیم
دکان خراب کرده و از کار فارغیم

رختی که داشتیم به یغما ببرد عشق
از سود و از زیان و ز بازار فارغیم

دعوی عشق و انگۀ ناموس و نام و ننگ
ما ننگ را خریده و از عار فارغیم

غم را چه زهره باشد تا نام ما برد
دستی بزن که از غم و غمخوار فارغیم

ای رو ترش که کاله گران است چون خرم
بگذر مخر که ما ز خریدار فارغیم

ما را مُسلم آمد شادی و خوش دلی
کاز یاد و بود اندک و بسیار فارغیم

بر رفت و بر گذ شت سر ما ز اسمان
کاز ذوق عشق از سر و دستار فارغیم

ما لاف می زنیم و تو انکار می کنی
زاقرار هر دو عالم و زانکار فارغیم

مشتی سگان نگر که بهم در فتاده اند
ما از دغا و حیلت و مکار فارغیم

اسرار تو خدای همی داند و بس است
ما سگ نزاده ایم و ز مردار فارغیم

درسی که عشق داد فراموش کی شود
از بحث و از جدال و ز تکرار فارغیم

پنهان تو هر چه کاری پیدا بروید آن
هر تخم را که خواهی می کار فارغیم

آهن ربای جذب رفیقان کشید حرف
ورنی درین طریق ز گفتار فارغیم

با نور روی مفخر تبریز شمس دین
از شمس چرخ گنبد دوار فارغیم

---------

هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین
هر کی ز ماه گویدت بام برآ که همچنین

هر کی پری طلب کند چهرۀ خود بدو نما
هر کی ز مشک دم زند زلف گشا که همچنین

هر که بگویدت ز مه ابر چگونه وا شود
باز گشا گره گره بند قبا که همچنین

گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد
بوسه بده به پیش او جان مرا که همچنین

هر که بگویدت بگو کشتۀ عشق چون بود
عرضه بده به پیش او جان مرا که همچنین

هر که ز روی مرحمت از قد من بپرسدت
ابروی خویش عرضه ده گشته دو تا که همچنین

جان ز بدن شود جدا باز دراید آید اندرون
هین بنما به منکران خانه درآ که همچنین

هر طرفی که بشنوی نالۀ عاشقانه ای
قصۀ ماست آن همه حق خدا که همچنین

خانۀ هر فرشته ام سینه کبود گشته ام
چشم بر آر و خوش نگر سوی سما که همچنین

سر وصال دوست را جز به صبا نگفته ام
تا به صفای سر خود گفت صبا که همچنین

کوری آنک گوید او بنده بحق کجا رسد
در کف هر یکی بنه شممع صفا که همچنین

گفتم بوی یوسفی شهر بشهر کی رود
بوی جق از جهان هو داد هوا که همچنین

گفتم بوی یوسفی چشم چگونه وا دهد
چشم مرا نسیم تو داد ضیا که همچنین

از تبریز شمس دین بوک مگر کرم کند
وز سر لطف بر زند سر ز وفا که همچنین

یک تداد اشعار معاصر بشمول اشعار جنید شریف در صفحات دیگر این سایت مثلاً «غزلهای شیرین ـ» گمجانیده شده و می شود. نمونه هایی از کتاب این رقص غزلها هم و مصاحبه ای با شاعر در مورد شعر خوب در دسترس تان گذاشته شده.

To buy Jonaid's books of poetry or the Dari language text, go to: www.amazon.com OR you may contact him directly through this website (afghanpoetry.com)

 

اگر برای تان مشکل است که از آمازون کتاب بدست آرید با من بتماس شوید که کتاب یا سی دی را مستقیماً برای تان بفرستم

ایمیل بفرستید

.

 


 

About Us | Site Map | Privacy Policy | Contact Us | ©2003 Company Name